بازگشت

gee

/dʒiː/
1interjection (حرف ندا)informal
وایای وایچه خوب

عبارتی برای ابراز تعجب، هیجان یا تحسین

An exclamation expressing surprise, enthusiasm, or admiration

«وای، این نقاشی خیلی زیباست!»

Gee, that’s a beautiful painting!

«وای، اینو انتظار نداشتم.»

Gee, I didn’t see that coming.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wowوای

غیررسمی و بسیار رایج. در گفتار روزمره برای بیان تعجب و تحسین قابل جایگزینی است، مثلاً «وای، این عالیه!» یک مقدار تأکیدی‌تر از «gee» دارد.

Informal and very common. Interchangeable in expressing surprise or admiration in casual speech, e.g. 'Gee, that’s amazing!' or 'Wow, that’s amazing!'. More emphatic than 'gee'.

ohاوه

بسیار رایج و غیررسمی. می‌تواند تعجب را بیان کند ولی کمتر پرهیجان از «gee» است. فقط در زمینه‌های خیلی غیررسمی قابل جایگزینی است.

Very common and informal. Can express surprise but less enthusiasm than 'gee'. Usable interchangeably only in very casual contexts.

2interjection (حرف ندا)common
بروتندتر برو

دستوری برای تشویق اسب به تندتر دویدن

Used to encourage a horse to go faster (command)

«برو! تندتر، پسر!»

Gee! Faster, boy!

«او به اسب گفت «gee» تا تندتر برود.»

She said 'gee' to the horse to speed up.

تفاوت با واژه‌های مشابه
giddyupبدو اسب

غیررسمی، عمدتاً در زمینه سوارکاری. هنگام تشویق اسب قابل جایگزینی است، مثلا «Gee، برو!» یا «Giddyup!».

Informal, chiefly in horseback riding contexts. Can replace 'gee' when encouraging a horse, e.g. 'Gee, go!' vs. 'Giddyup!'.

متضادها
3noun (اسم)formal
حرف جی (فرمان به سمت راست)

حرف 'G' که به معنی فرمان چرخیدن به راست در سوارکاری است

The letter 'G' used as a command word in horseback riding, meaning to turn right

«سوارکار گفت «gee» تا به راست بپیچد.»

The rider said 'gee' to turn right.

«برای کنترل اسب از «gee» و «haw» استفاده کن.»

Use 'gee' and 'haw' to control the horse.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000