graciously

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

gra·cious·ly/ˈɡreɪʃəsli/
graciouskind, courteous, and polite-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): graciousposition (جایگاه): end

قید — با مهربانی

با مهربانیبا لطفبا سخاوت

با مهربانی، ادب و سخاوت رفتار کردن.

In a kind, polite, and generous manner.

«او با بزرگواری جایزه را پذیرفت.»

She graciously accepted the award.

«او با مهربانی پیشنهاد کمک داد.»

He graciously offered to help us.

تفاوت با واژه‌های مشابه
kindlyمهربانانه

متداول. در بسیاری از موقعیت‌ها که بر مهربانی تاکید دارند می‌تواند جایگزین graciously شود؛ مانند جمله «او مهربانانه کمکم کرد.» ولی از نظر رسمیت کمتر است.

Common. Interchangeable with 'graciously' in many contexts emphasizing kindness—as in 'She kindly helped me.' but less formal than 'graciously'.

politelyمودبانه

متداول. وقتی بر ادب تاکید باشد می‌تواند جایگزین graciously شود، مثلاً «او مودبانه رد کرد.» اما graciously معمولاً سخاوت را هم شامل می‌شود.

Common. Interchangeable with 'graciously' when politeness is emphasized, e.g., 'He politely declined.' but 'graciously' often implies generosity too.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000