بازگشت

gratis

gra·tis/ˈɡrætɪs/
gratisfree of charge
1adverb (قید)formal
رایگانمجانی

بدون پرداخت هزینه؛ مجانی.

Without payment; free of charge.

«نرم‌افزار به مدارس به صورت رایگان ارائه شد.»

The software was provided gratis to the schools.

«او خدماتش را مجانی پیشنهاد داد.»

He offered his services gratis.

تفاوت با واژه‌های مشابه
freeرایگان

رایج و روزمره. اغلب با gratis قابل تعویض است ولی free در زبان محاوره‌ای رایج‌تر است.

Common/everyday. Often interchangeable with 'gratis' but 'free' is more frequent in everyday English, especially spoken contexts.

متضادها
2adjective (صفت)formal
comparative (تفضیلی): more gratissuperlative (عالی): most gratis
رایگانمجانی

هدیه داده شده یا انجام شده بدون دریافت هزینه.

Given or done for free; without charge.

«آن‌ها بلیت‌های رایگان کنسرت دریافت کردند.»

They received gratis tickets to the concert.

«نمونه‌های رایگان در مراسم توزیع شد.»

Gratis samples were distributed at the event.

تفاوت با واژه‌های مشابه
freeرایگان

رایج و روزمره. 'free' گسترده‌تر است و برای توصیف کالا یا خدمات بدون هزینه بیشتر کاربرد دارد.

Common/everyday. 'Free' is broader and more usual, especially for describing goods or services without cost.

complimentaryرایگان

رسمی. مخصوصاً برای خدمات یا اقلامی به عنوان محبت مثل امکانات هتل کاربرد دارد.

Formal. Used especially for services or items offered as a courtesy, such as hotel amenities.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000