hang up one's fiddle

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hang up one's fid·dle/hæŋ ʌp wʌnz ˈfɪdəl/
phrase (عبارت)dated

عبارت — کنار کشیدن

کنار کشیدنترک کردن

دست از کاری کشیدن، به‌ویژه کنار رفتن از حرفه یا فعالیتی.

To stop doing something, especially to retire from a profession or activity.

«او پس از چهل سال کارش را کنار گذاشت.»

After forty years, he hung up his fiddle.

«او هنوز آماده نیست کارش را کنار بگذارد.»

She is not ready to hang up her fiddle.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000