hell
اسم — جهنم
در برخی ادیان، مکانی که افراد بدکار پس از مرگ در آن رنج میبرند.
In some religions, the place where evil people suffer after death.
«متون دینی اغلب بهشت و جهنم را توصیف میکنند.»
“Religious texts often describe heaven and hell.”
«او باور داشت گناهانش او را به جهنم میبرد.»
“He believed his sins would lead him to hell.”
تفاوت با واژههای مشابه
متضادها
اسم — وضعیت دشوار
یک وضعیت یا تجربه بسیار دشوار یا ناخوشایند.
An extremely difficult or unpleasant situation or experience.
«اولین کارم جهنم بود، اما چیزهای زیادی یاد گرفتم.»
“My first job was hell, but I learned a lot.”
«ما در طول جنگ از جهنم عبور کردیم.»
“We went through hell during the war.”
تفاوت با واژههای مشابه
متضادها
حرف ندا — لعنتی!
برای بیان عصبانیت، آزاردیدگی، یا تاکید شدید استفاده میشود.
Used to express anger, annoyance, or strong emphasis.
«داری چه غلطی میکنی؟»
“What the hell are you doing?”
«به جهنم برو!»
“Go to hell!”