بازگشت

hell

/hɛl/
1noun (اسم)common
جهنمدوزخ

در برخی ادیان، مکانی که افراد بدکار پس از مرگ در آن رنج می‌برند.

In some religions, the place where evil people suffer after death.

«متون دینی اغلب بهشت و جهنم را توصیف می‌کنند.»

Religious texts often describe heaven and hell.

«او باور داشت گناهانش او را به جهنم می‌برد.»

He believed his sins would lead him to hell.

تفاوت با واژه‌های مشابه
underworldدنیای مردگان، عالم زیرین. این کلمه به قلمرو مردگان در اساطیر اشاره دارد و کمتر بار معنایی عذاب ابدی دارد، مگر در برخی زمینه‌ها.
abyssهاویه، گودال عمیق بی‌پایان. این کلمه به معنای یک گودال یا فضای بی‌انتها و بسیار عمیق است و می‌تواند به عنوان یک استعاره برای جهنم به کار رود.
متضادها
2noun (اسم)informal
وضعیت دشوارسختی زیادرنج

یک وضعیت یا تجربه بسیار دشوار یا ناخوشایند.

An extremely difficult or unpleasant situation or experience.

«اولین کارم جهنم بود، اما چیزهای زیادی یاد گرفتم.»

My first job was hell, but I learned a lot.

«ما در طول جنگ از جهنم عبور کردیم.»

We went through hell during the war.

تفاوت با واژه‌های مشابه
miseryبدبختی، فلاکت. این کلمه به معنای رنج و ناراحتی عمیق است و می‌تواند جایگزین hell در برخی بافت‌ها شود. «Living in misery» به کار می‌رود.
ordealآزمون سخت، محنت. این کلمه به یک تجربه بسیار سخت و طولانی اشاره دارد. «The whole experience was an ordeal» خوب است.
متضادها
3interjection (حرف ندا)informal
لعنتی!کوفت!

برای بیان عصبانیت، آزاردیدگی، یا تاکید شدید استفاده می‌شود.

Used to express anger, annoyance, or strong emphasis.

«داری چه غلطی می‌کنی؟»

What the hell are you doing?

«به جهنم برو!»

Go to hell!

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000