high/er frequency

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

high fre·quen·cy/haɪ ˈfriːkwənsi/
phrase (عبارت)technical

عبارت — فراوانی بالا

فراوانی بالابسامد بیشتر

میزان رخ‌دادن زیاد یا بیشتر در مقایسه با موردی دیگر.

a rate of occurrence that is high or higher than another rate

«فراوانی بالا یادآوری واژه را بهتر می‌کند.»

High frequency improves word recall.

«سیگنال جدیدتر بسامد بیشتری دارد.»

The newer signal has higher frequency.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000