hit the spot

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hɪt ðə spɑt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — خیلی چسبیدن

خیلی چسبیدندقیقاً به‌جا بودن

دقیقاً همان چیزی بودن که لازم یا دلخواه است، به‌ویژه درباره خوراکی یا نوشیدنی.

To be exactly what is wanted or needed, especially food or drink.

«آن آب خنک واقعاً خیلی چسبید.»

That cold water really hit the spot.

«یک سوپ داغ دقیقاً به‌جا بود.»

A hot soup hit the spot.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000