immediate environment

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

im·me·di·ate en·vi·ron·ment/ɪˈmiːdiət ɪnˈvaɪrənmənt/
noun (اسم)commonplural (جمع): immediate environments

اسم — محیط فوری

محیط فوریمحیط اطراف

محیط و شرایطی که درست در اطراف یک فرد یا چیز قرار دارد.

The place and conditions directly around a person or thing.

«کودکان از محیط اطرافشان یاد می‌گیرند.»

Children learn from their immediate environment.

«گیاه با محیط اطراف خود سازگار شد.»

The plant adapted to its immediate environment.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000