in for the kill
/ɪn fɔr ðə kɪl/
phrase (عبارت)informal
عبارت — برای ضربهٔ نهایی پیش رفتن
برای ضربهٔ نهایی پیش رفتنبرای تمام کردن کار حمله کردن
برای حمله یا برتریِ نهایی و قاطع پیش رفتن.
moving in to make a final, decisive attack or gain a final advantage.
«مهاجم برای ضربهٔ نهایی جلو رفت.»
“The striker moved in for the kill.”
«شرکت پس از ضعیف شدن رقیب برای برتریِ نهایی اقدام کرد.»
“The company went in for the kill after the rival weakened.”