بازگشت

insane

in·sane/ɪnˈseɪn/
in-negation / notsanementally healthy
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): insanersuperlative (عالی): insanest
دیوانهبیمار روانی

دارای اختلال روانی که به طور جدی در رفتار یا قضاوت تأثیر می‌گذارد.

Mentally ill to a degree that affects behavior or judgment seriously.

«او به صورت قانونی دیوانه اعلام شد.»

He was declared legally insane.

«این زندان زندانیان روانی زیادی دارد.»

The prison houses many insane inmates.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crazyدیوانه

غیررسمی. در موقعیت‌های روزمره به جای insane استفاده می‌شود اما رسمی نیست و ممکن است در موقعیت‌های جدی توهین‌آمیز باشد.

Informal. Can replace 'insane' when describing mental illness in casual contexts, but is less clinical and can be offensive in serious contexts.

madدیوانه

غیررسمی/قدیمی. بیشتر در محاورات یا متون ادبی کاربرد دارد و معمولاً به اندازه insane دقیق نیست.

Informal/old-fashioned. Used mainly in informal or literary contexts; can replace 'insane' but often less precise medically.

متضادها
2adjective (صفت)informal
comparative (تفضیلی): insanersuperlative (عالی): insanest
احمقانهدیوانه‌وار

بسیار احمقانه، غیرمنطقی یا دیوانه‌وار (معنای غیررسمی).

Extremely foolish, unreasonable, or crazy (informal sense).

«این یک ایده احمقانه است؛ هیچ‌وقت جواب نمی‌دهد.»

That's an insane idea; it could never work.

«او با سرعت دیوانه‌واری رانندگی می‌کند.»

He drives at an insane speed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
madدیوانه‌وار

غیررسمی. درباره ایده‌ها یا رفتارهای دیوانه‌وار به کار می‌رود و در گفتگوهای روزمره جایگزین insane می‌شود.

Informal. Often used to describe crazy or extreme ideas or actions; interchangeable with 'insane' in informal speech.

crazyدیوانه‌وار

غیررسمی. برای توصیف چیزی دیوانه‌وار یا خیلی شدید استفاده می‌شود و در موقعیت‌های غیررسمی جایگزین insane است.

Informal. Used to describe something wild or extreme; can replace 'insane' in casual contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000