internal control

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·ter·nal con·trol/ɪnˈtɜrnəl kənˈtroʊl/
noun (اسم)technical

اسم — کنترل داخلی

کنترل داخلینظارت داخلی

سامانه‌ای از روش‌ها برای حفاظت از منابع سازمان و اطمینان از درست‌بودن کارها.

A system of procedures used to protect an organization's resources and ensure accuracy.

«حسابرسی کنترل داخلیِ ضعیفی را نشان داد.»

The audit found weak internal control.

«کنترل داخلی خطر مالی را کاهش می‌دهد.»

Internal control reduces financial risk.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000