intolerant

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·tol·er·ant/ɪnˈtɑːlərənt/
in-not, opposite oftolerantable to accept differences
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more intolerantsuperlative (عالی): most intolerant

صفت — بی‌تحمل

بی‌تحملناسازگار

حاضر به پذیرش تفاوت‌ها یا دیدگاه‌های مخالف نیست.

Not willing to accept differences or views contrary to one’s own.

«او نسبت به اشتباهات دیگران بی‌تحمل بود.»

She was intolerant of others’ mistakes.

«نگرش بی‌تحمل می‌تواند باعث درگیری شود.»

An intolerant attitude can cause conflicts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000