keep up
/kiːp ʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — همپا ماندن
همپا ماندنعقب نماندن
همسرعت یا همپای کسی یا چیزی حرکت کردن یا پیش رفتن.
to move or progress at the same speed as someone or something.
«آهستهتر راه برو؛ نمیتوانم همپایت بمانم.»
“Walk slower; I cannot keep up.”
«تیم با تقاضا همپا ماند.»
“The team kept up with demand.”
متضادها
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — ادامه دادن
ادامه دادنحفظ کردن
کاری را با همان شدت یا کیفیت ادامه دادن.
to continue doing something at the same level.
«به همین کار خوب ادامه بده.»
“Keep up the good work.”
«او برنامهٔ ورزشش را ادامه داد.»
“She kept up her exercise routine.”