keep watch

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kiːp wɑtʃ/
phrase (عبارت)common

عبارت — نگهبانی دادن

نگهبانی دادنمراقب بودن

هوشیار ماندن و مراقب خطر یا تغییر بودن.

to stay alert and watch for danger or change.

«دو نگهبان کنار دروازه کشیک می‌دادند.»

Two guards kept watch at the gate.

«تا کمک بیاورم، مراقب باش.»

Keep watch while I get help.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000