kick the habit

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

kick the hab·it/kɪk ðə ˈhæbɪt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — ترک عادت کردن

ترک عادت کردنعادت را کنار گذاشتن

ترک کردن عادتی که همیشگی شده و اغلب زیان‌آور است.

To stop doing something that has become a regular, often harmful, habit.

«او پارسال عادت سیگار کشیدن را ترک کرد.»

She kicked the habit of smoking last year.

«چند ماه طول کشید تا او عادتش را ترک کند.»

It took him months to kick the habit.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000