knock out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/nɑk aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — بیهوش کردن

بیهوش کردن

با ضربه یا دارو کسی را بیهوش کردن.

To make someone unconscious with a blow or drug.

«آن مشت او را بیهوش کرد.»

The punch knocked him out.

«دارو او را بیهوش کرد.»

The medicine knocked her out.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — حذف کردن

حذف کردنشکست دادن

کسی را در مسابقه شکست دادن یا از رقابت حذف کردن.

To defeat or eliminate someone from a competition.

«ایتالیا اسپانیا را حذف کرد.»

Italy knocked out Spain.

«تیم زود از رقابت حذف شد.»

The team was knocked out early.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000