leave the door open

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

leave the door o·pen/liːv ðə dɔr ˈoʊpən/
1phrase (عبارت)common

عبارت — در را باز گذاشتن

در را باز گذاشتن

یعنی در را نبستن تا راه ورود یا خروج باز بماند.

To keep a physical door unclosed.

«لطفاً در را برای گربه باز بگذار.»

Please leave the door open for the cat.

«آن‌ها تمام بعدازظهر در را باز گذاشتند.»

They left the door open all afternoon.

2phrase (عبارت)common

عبارت — راه را باز گذاشتن

راه را باز گذاشتنامکان را باز نگه داشتن

یعنی امکان یا گزینه‌ای را برای آینده باز نگه داشتن.

To keep an option or possibility available for later.

«باید راه گفت‌وگوهای آینده را باز بگذاریم.»

We should leave the door open for future talks.

«پاسخ او امکان سازش را باز گذاشت.»

Her answer left the door open to compromise.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000