بازگشت

lies

/laɪz/
1noun (اسم)common
plural (جمع): lies
دروغ‌هااکاذیب

اظهاراتی که گوینده می‌داند نادرست هستند و برای فریب دادن بیان می‌شوند.

Statements known by the speaker to be untrue, made in order to deceive.

«شهادت او پر از دروغ بود.»

His testimony was full of lies.

«من از آدم‌هایی که دروغ می‌گویند متنفرم.»

I can't stand people who tell lies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
falsehoodsکذب‌ها

رسمی. یک اصطلاح رسمی‌تر یا ادبی‌تر برای یک اظهار نادرست، که لزوماً قصد فریب را ندارد. در حالی که 'lies' همیشه به معنای قصد گمراه کردن است، 'falsehoods' می‌تواند صرفاً اشتباه باشد. 'گزارش پر از کذب بود' درست است، 'اکاذیب تصادفی او به کسی آسیب نرساند' ممکن است، اما 'دروغ‌های تصادفی او' متناقض است.

Formal. A more formal or literary term for an untrue statement, not necessarily implying an intention to deceive. While 'lies' always implies intent to mislead, 'falsehoods' can simply be errors. 'The report was full of falsehoods' works, 'His accidental falsehoods harmed no one' is possible, but 'His accidental lies' is contradictory.

fibsدروغ‌های کوچک

غیررسمی. به دروغ‌های کوچک و بی‌ضرر اشاره دارد که اغلب برای فرار از مشکلات جزئی یا دلایل شوخی‌آمیز گفته می‌شوند. کم‌تر جدی از 'lies' است. 'کودکان اغلب دروغ‌های کوچک می‌گویند' درست است، اما نمی‌توانید بگویید 'او به خاطر چندین دروغ کوچک جدی دستگیر شد'.

Informal. Refers to small, harmless lies, often told to avoid minor trouble or for playful reasons. Less serious than 'lies'. 'Children often tell fibs' works, but you wouldn't say 'He was arrested for several serious fibs'.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): laypast participle (مفعولی): lain-ing (حال): lying3rd (سوم): lies
دراز می‌کشدقرار دارد

(سوم شخص مفرد حال فعل 'lie') در وضعیت افقی یا استراحت روی یک سطح قرار داشتن.

(Third person singular present of 'lie') To be in a horizontal or resting position on a surface.

«کتاب روی میز باز قرار دارد.»

The book lies open on the table.

«او در رختخواب دراز کشیده و رمانی می‌خواند.»

She lies in bed, reading a novel.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restsاستراحت می‌کند

روزمره. در حالت آرامش بودن. زمانی با 'lies' قابل جایگزینی است که به یک شخص یا شیء در حالت ثابت و آرام اشاره کند. 'گربه روی حصیر استراحت می‌کند' درست است، و 'گربه روی حصیر دراز می‌کشد' مشابه است.

Everyday. To be in a state of repose. Interchangeable with 'lies' when referring to a person or object in a static, relaxed position. 'The cat rests on the mat' works, and 'The cat lies on the mat' is similar.

reclinesتکیه می‌دهد

رسمی. به عقب تکیه دادن یا دراز کشیدن در یک وضعیت آرام. رسمی‌تر از 'lies' است و اغلب به معنای کمی بالا بودن یا پشتیبانی داشتن است. 'او در صندلی راحتی‌اش تکیه می‌دهد' درست است، اما 'کتاب روی میز تکیه می‌دهد' طبیعی به نظر نمی‌رسد.

Formal. To lean or lie back in a relaxed position. More formal than 'lies' and often implies a slight elevation or support. 'He reclines in his armchair' works, but 'The book reclines on the table' doesn't sound natural.

متضادها
3verb (فعل)common
past (گذشته): liedpast participle (مفعولی): lied-ing (حال): lying3rd (سوم): lies
دروغ می‌گوید

(سوم شخص مفرد حال فعل 'lie') چیزی را گفتن که حقیقت ندارد.

(Third person singular present of 'lie') To say something that is not true.

«او همیشه درباره سنش دروغ می‌گوید.»

He always lies about his age.

«وقتی می‌ترسد به دردسر بیفتد، دروغ می‌گوید.»

She lies when she's afraid of getting in trouble.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deceivesفریب می‌دهد

روزمره. باعث شدن کسی چیزی را باور کند که حقیقت ندارد، اغلب برای منفعت شخصی. گسترده‌تر از 'lies' است زیرا می‌تواند شامل اعمال یا حذف‌ها باشد، نه فقط کلمات. 'او مردم را با وعده‌های دروغین فریب می‌دهد' درست است، اما 'او با چشمانش دروغ می‌گوید' کمتر مستقیم است.

Everyday. To cause someone to believe something that is not true, often for personal gain. Broader than 'lies' as it can involve actions or omissions, not just words. 'He deceives people with false promises' works, but 'He lies with his eyes' is less direct.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000