loneness

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

lo·ness/ˈloʊn.nəs/
lonesingle, solitary-nessstate or quality
noun (اسم)formal

اسم — تنهایی

تنهاییانزوا

حالت تنها یا منزوی بودن.

The state of being alone or solitary.

«تنهایی باعث احساس غم او شد.»

The loneness made her feel sad.

«او تنهایی را به جمع ترجیح می‌داد.»

He preferred loneness to crowds.

تفاوت با واژه‌های مشابه
solitudeتنهایی

رسمی. بر وقت آرام تنهایی تاکید دارد، تفاوت معنی با loneness.

Formal. Emphasizes peaceful alone time, different nuance from loneness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000