بازگشت

lose fish

/luːz/
1verb (فعل)common
از دست دادنگم کردن

نتوانستن چیزی را نگه داشت یا داشتن آن را از دست دادن

to fail to keep something; to no longer have something

«او کیف پولش را در اتوبوس گم کرد.»

She lost her wallet on the bus.

«قبل از سفر پاسپورتت را از دست نده.»

Don’t lose your passport before the trip.

تفاوت با واژه‌های مشابه
missاز دست دادن

متداول. وقتی مربوط به جا ماندن یا رسیدن‌ندادن کاری باشد قابل جایگزینی است، مثل 'miss a bus'. برای از دست دادن فیزیکی مثل 'lose your keys' قابل جایگزینی نیست.

Common. Interchangeable when it involves failing to catch or attend something, like 'miss a bus'. Not interchangeable for physical loss, e.g. 'lose your keys' not 'miss your keys'.

forfeitاز دست دادن

رسمی. در زمینه از دست دادن حقوق یا امتیاز به واسطه قانون یا مجازات به کار می‌رود، نه برای از دست دادن چیزهای روزمره.

Formal. Used in contexts of losing rights or privileges, often by rule or penalty. Not used for everyday losing items.

متضادها
2verb (فعل)common
ناکام شدنبازنده شدن

شکست خوردن در بازی، مسابقه یا رقابت

to fail to win a game, contest, or competition

«آنها دیروز مسابقه فوتبال را باختند.»

They lost the football match yesterday.

«از باختن در شطرنج متنفرم.»

I hate to lose in chess.

تفاوت با واژه‌های مشابه
failناکام شدن

متداول. معنی کلی‌تر شکست در کارهاست ولی گاهی به معنی باختن در بازی هم استفاده می‌شود.

Common. Broader meaning including not succeeding at tasks, but sometimes used to mean lose a game in casual speech.

متضادها
3verb (فعل)common
گم شدن

ناتوان شدن در پیدا کردن مسیر؛ گم شدن

to be unable to find your way; to become lost

«در جنگل هنگام پیاده‌روی راهمان را گم کردیم.»

We lost our way hiking in the forest.

«او در شهر گم شد و درخواست کمک کرد.»

He got lost in the city and called for help.

تفاوت با واژه‌های مشابه
misplaceگم کردن

متداول. معمولاً به معنی گم کردن موقتی است. تا حدی می‌تواند جایگزین 'lose' شود اما بار معنایی دائمی ندارد.

Common. Usually means losing something temporarily by putting it in the wrong place. Can partially replace 'lose' but less total or permanent sense.

strayگم شدن

رسمی/غیررسمی. برای حیوانات یا افراد استفاده می‌شود که بدون قصد دور شده‌اند. برای از دست دادن اشیا مناسب نیست.

Formal/informal. Used for animals or people that have moved away unintentionally. Not interchangeable for losing objects.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000