lost cause

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/lɔːst kɔːz/
noun (اسم)commonplural (جمع): lost causes

اسم — کار از دست‌رفته

کار از دست‌رفتهمورد بی‌امید

فرد، برنامه یا وضعیتی که امید واقع‌بینانه‌ای به موفق شدنش نیست.

A person, plan, or situation with no realistic hope of success.

«نجات ساختمان قدیمی بی‌فایده به نظر می‌رسید.»

Saving the old building seemed a lost cause.

«آن‌ها نپذیرفتند که پروژه را بی‌امید بدانند.»

They refused to call the project a lost cause.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000