out of one's depth

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/aʊt əv wʌnz dɛpθ/
phrase (عبارت)common

عبارت — از عهده برنیامدن

از عهده برنیامدندر آبِ عمیق افتادن

به‌دلیل دشواری یا ناآشنابودنِ کاری، از عهده‌اش برنیامدن.

Unable to deal with something because it is too difficult or unfamiliar.

«در کلاس پیشرفته از عهدهٔ درس برنمی‌آمدم.»

I was out of my depth in the advanced class.

«او در جلسه احساس می‌کرد از عهدهٔ کار برنمی‌آید.»

He felt out of his depth at the meeting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000