patrolman

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pa·trol·man/ˈpæt.rəl.mən/
patrolto watch or guardmanmale person
noun (اسم)commonplural (جمع): patrolmen

اسم — مامور گشت پلیس

مامور گشت پلیسپلیس گشت

افسر پلیسی که منطقه‌ای را گشت می‌زند.

A police officer who patrols a specific area.

«مامور گشت به طور مرتب محله را بررسی می‌کرد.»

The patrolman checked the neighborhood regularly.

«مامور گشت سریع به تماس پاسخ داد.»

A patrolman responded quickly to the call.

تفاوت با واژه‌های مشابه
officerافسر

روزمره. اصطلاح کلی برای عضو پلیس؛ patrolman نقش خاصی در پلیس است.

Everyday. Generic term for police member; patrolman is a specific role within police.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000