proportionality

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pro·por·tion·al·i·ty/prəˌpɔːrʃəˈnælɪti/
proportionrelative size or amount-alrelated to-itystate or quality
noun (اسم)formal

اسم — تناسب

تناسبتناسب‌سنجیتناسب‌پذیری

کیفیت یا حالت تناسب؛ مطابقت در اندازه، درجه یا مقدار با چیز دیگری.

The quality or state of being proportional; corresponding in size, degree, or amount to something else.

«تناسب در طراحی معماری اهمیت دارد.»

Proportionality is important in architectural design.

«قانون تناسب را در مجازات‌ها الزامی می‌کند.»

The law requires proportionality in punishments.

تفاوت با واژه‌های مشابه
balanceتعادل

رایج. به رابطه هماهنگ بین قسمت‌ها اشاره دارد.

Common. Refers to a harmonious relation between parts.

equilibriumتعادل

رسمی. نشان‌دهنده حالت تعادل یا تناسب برابر است.

Formal. Indicates a state of balance or equal proportion.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000