prototype

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pro·to·type/ˈproʊ.təˌtaɪp/
proto-first or originaltypemodel or kind
1noun (اسم)commonplural (جمع): prototypes

اسم — نمونه اولیه

نمونه اولیهمدل اولیه

نسخه اولیه یا نمونه اصلی یک محصول که برای آزمایش ایده یا فرایند ساخته می‌شود.

An original model or first version of a product that is made to test a concept or process.

«مهندسان قبل از تولید انبوه نمونه اولیه ساختند.»

The engineers built a prototype before mass production.

«ما نمونه اولیه را برای یافتن اشکالات طراحی آزمایش کردیم.»

We tested the prototype to find design flaws.

تفاوت با واژه‌های مشابه
modelمدل

رایج. در بسیاری موارد جایگزین prototype می‌شود؛ مدل مفهوم وسیع‌تری دارد و ممکن است به نمونه‌های مقیاس شده هم اشاره کند.

Common. Can replace prototype in many contexts related to physical or conceptual examples; 'model' is broader and may refer to scale representations.

mock-upماکت

غیررسمی. معمولاً به نمونه دیداری بدون عملکرد اشاره دارد و همیشه قابل جایگزینی با prototype که ممکن است عملکردی باشد نیست.

Informal. Often refers to a non-functional visual representation used for demonstration. Not always interchangeable with prototype, which may be functional.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): prototypedpast participle (مفعولی): prototyped-ing (حال): prototyping3rd (سوم): prototypes

فعل — نمونه‌سازی اولیه کردن

نمونه‌سازی اولیه کردننمونه‌سازی کردن

اولین نسخه یک محصول یا سیستم را برای آزمایش و بهبود آن ساختن.

To create the first version of a product or system to test and refine it.

«تیم به سرعت اپ جدیدشان را نمونه‌سازی اولیه کرد.»

The team prototyped their new app quickly.

«چند طرح نمونه‌سازی اولیه شدند تا یکی انتخاب شود.»

We prototyped several designs before choosing one.

تفاوت با واژه‌های مشابه
modelمدلسازی کردن

رایج. برای ساخت مدل محصولات یا سیستم‌ها استفاده می‌شود اما prototype تأکید بیشتری بر اولین نسخه عملکردی دارد.

Common. Can be used for building models of products or systems but 'prototype' emphasizes first functional version more strongly.

testآزمایش کردن

رایج. معمولاً همراه prototype کاربرد دارد ولی مترادف نیست؛ test به معنی بررسی است نه ساخت.

Common. Often accompanies prototype but not synonymous, as test means to examine rather than create.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000