pull teeth

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊl tiːθ/
1phrase (عبارت)common

عبارت — دندان کشیدن

دندان کشیدندندان را بیرون آوردن

یعنی دندان را، معمولاً در یک درمان دندان‌پزشکی، بیرون آوردن.

To remove teeth, especially as a dental procedure.

«دندان‌پزشک مجبور شد دو دندان بکشد.»

The dentist had to pull two teeth.

«آن‌ها فقط وقتی لازم باشد دندان می‌کشند.»

They pull teeth only when necessary.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — با زحمت از کسی حرف کشیدن

با زحمت از کسی حرف کشیدنبه‌سختی همکاری گرفتن

یعنی گرفتن اطلاعات، همکاری یا جواب از کسی آن‌قدر سخت باشد که به زحمت زیادی نیاز داشته باشد.

To make a difficult effort to get information, cooperation, or a response from someone.

«بیرون کشیدن جزئیات از او مثل کندن دندان سخت است.»

Getting details from him is like pulling teeth.

«گرفتن پاسخ از آن‌ها واقعاً کار سختی بود.»

It was pulling teeth to get them to reply.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000