purposed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pur·posed/ˈpɜːrpəst/
verb (فعل)formalpast (گذشته): purposedpast participle (مفعولی): purposed-ing (حال): purposing3rd (سوم): purposes

فعل — قصد داشت

قصد داشتمصمم بود

به طور رسمی تصمیم گرفته یا قصد انجام کاری را داشتن؛ مصمم بودن.

Formally decided or intended to do something; determined.

«او قصد داشت پروژه را تا ماه آینده تمام کند.»

He purposed to finish the project by next month.

«جلسه با هدف رسیدگی به مسائل بودجه‌ای برگزار شد.»

The meeting was purposed to address the budget issues.

تفاوت با واژه‌های مشابه
intendedقصد داشت

رسمی. برای بیان قصد یا برنامه استفاده می‌شود؛ در زمینه‌های برنامه‌ریزی قابل جایگزینی است.

Formal. Used to express intention or plan; interchangeable in planned contexts.

plannedبرنامه‌ریزی شده

رسمی. بر تصمیم از پیش برنامه‌ریزی شده تاکید دارد؛ هنگام اشاره به برنامه، جایگزین است.

Formal. Emphasizes a prearranged decision; can replace 'purposed' when highlighting planning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000