push one's luck

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊʃ wʌnz ˈlʌk/
phrase (عبارت)common

عبارت — بخت خود را زیادی آزمودن

بخت خود را زیادی آزمودنزیادی ریسک کردن

بعد از خوش‌شانسی، با ادامه دادن ریسکِ بیش از حد کردن.

To take further risks after already having been fortunate.

«یک بار مهلت گرفتی؛ دیگر بختت را نیازما.»

You got one extension; don't push your luck.

«او با دوباره دیر رسیدن، بختش را زیادی آزمود.»

He pushed his luck by arriving late again.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000