racket
وسیلهای ورزشی با دسته و قاب باز برای زدن توپ یا پر در ورزشهایی مثل تنیس یا بدمینتون.
A type of sports equipment with a handle and an open frame used to hit a ball or shuttlecock, as in tennis or badminton.
«او راکت را تکان داد تا توپ را بزند.»
“He swung the racket to hit the ball.”
«او برای مسابقه بدمینتون، راکت جدیدی خرید.»
“She bought a new racket for the badminton match.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی/ورزشی. بیشتر در ورزشهایی مثل بیسبال استفاده میشود؛ در ورزشهای راکتی جایگزین نیست.
Informal/sport. Used mainly in sports like baseball; not interchangeable with 'racket' in racket sports.
صدای بلند و نامطبوع که باعث ایجاد سر و صدا و مزاحمت میشود.
A loud noise or commotion, often unpleasant and disturbing.
«بچهها در کلاس سر و صدای وحشتناکی به پا کردند.»
“The children made a terrible racket in the classroom.”
«یک سر و صدا بیرون بود که مرا بیدار نگه داشت.»
“There was a racket outside that kept me awake.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اصطلاح کلی برای صدای ناخواسته یا بلند؛ در بسیاری از موارد قابل جایگزینی است.
Common. General term for unwanted or loud sound; interchangeable in many contexts.
رسمی/ادبی. اشاره به سروصدای پیوسته و بلند دارد؛ شاعرانهتر از "racket" است.
Formal/literary. Refers to a continuous loud noise; more poetic or elevated than 'racket'.
متضادها
طرح یا فعالیت غیرقانونی یا نادرست که معمولاً با باجخواهی یا کلاهبرداری همراه است.
An illegal or dishonest scheme especially one that involves extortion or fraud.
«آنها یک باند قاچاق فروش کالاهای تقلبی را لو دادند.»
“They uncovered a racket selling fake products.”
«پلیس یک باند غیرقانونی دخیل در قاچاق مواد مخدر را تار و مار کرد.»
“The police raided a racket involved in drug trafficking.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی. به نقشه نادرست برای فریب مردم گفته میشود؛ ممکن است کوچکتر از "racket" غیرقانونی باشد.
Informal. Refers to a dishonest plan to cheat people; overlaps with illegal racket but often smaller scale.
خنثی/رسمی. ممکن است هر طرحی باشد اما اغلب نادرست است؛ در محافل حقوقی و رسمی استفاده میشود.
Neutral/formal. Can mean any plan but often a dishonest one; used in legal and formal contexts.