related problem

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·lat·ed prob·lem/rɪˈleɪtɪd ˈprɑbləm/
phrase (عبارت)common

عبارت — مشکل مرتبط

مشکل مرتبطدردسر مربوط

مشکلی که با مشکل یا موضوع دیگری ارتباط دارد.

A difficulty that is connected to another problem or subject.

«دیروز یک مشکل مرتبط پیش آمد.»

A related problem appeared yesterday.

«این راه‌حل یک مشکل مربوط ایجاد کرد.»

The fix caused a related problem.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000