remould

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·mould/ˌriːˈmoʊld/
re-againmouldto shape or form
verb (فعل)commonpast (گذشته): remouldedpast participle (مفعولی): remoulded-ing (حال): remoulding3rd (سوم): remoulds

فعل — دوباره قالب زدن

دوباره قالب زدنبازسازی کردنتغییر شکل دادن

چیزی را دوباره قالب‌ریزی یا شکل دادن، اغلب برای تغییر فرم، شخصیت یا ساختار آن.

To mould or shape something again, often to change its form, character, or structure.

«مجسمه‌ساز تصمیم گرفت خاک رس را به شکل دیگری دوباره قالب بزند.»

The sculptor decided to remould the clay into a different figure.

«هدف این بود که جامعه پس از انقلاب بازسازی شود.»

The aim was to remould society after the revolution.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reshapeبازشکل دادن

متداول. اصطلاح کلی برای تغییر شکل چیزی. اغلب به صورت تحت اللفظی برای اشیاء فیزیکی استفاده می‌شود. 'خاک رس را بازشکل دهید' درست است. 'Remould a character' بیشتر در مورد تغییر اساسی است، 'reshape' ممکن است سطحی‌تر باشد.

Common. General term for changing the shape of something. Often used literally for physical objects. 'Reshape the clay' works. 'Remould a character' is more about fundamental change, 'reshape' might be more superficial.

reformاصلاح کردن

رسمی. ایجاد تغییر در چیزی به منظور بهبود آن. اغلب برای سیستم‌ها، نهادها یا رفتار افراد استفاده می‌شود. 'نظام آموزشی را اصلاح کنید' درست است. 'نظام آموزشی را دوباره قالب بزنید' نیز ممکن است اما به معنای یک بازسازی اساسی‌تر و کامل‌تر است.

Formal. To make changes in something in order to improve it. Often used for systems, institutions, or people's behavior. 'Reform the education system' works. 'Remould the education system' is also possible but implies a more drastic and complete reshaping.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000