بازگشت

remote

re·mote/rɪˈmoʊt/
re-back / againmoteto move
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): remotersuperlative (عالی): remotest
دور افتادهنایه

(در مورد یک مکان) دور از مراکز اصلی جمعیت؛ دور افتاده.

(Of a place) situated far from the main centers of population; distant.

«آنها در یک روستای دور افتاده در دل کوهستان زندگی می‌کنند.»

They live in a remote village high in the mountains.

«جزیره دور افتاده خالی از سکنه بود.»

The remote island was uninhabited.

تفاوت با واژه‌های مشابه
distantدور

روزمره. زمانی که به فاصله فیزیکی اشاره دارد، کاملاً با 'remote' قابل تعویض است. 'Remote' اغلب دارای مفهوم اضافی انزوا یا دشواری دسترسی است.

Everyday. Fully interchangeable with 'remote' when referring to physical distance. 'Remote' often carries an added connotation of isolation or being difficult to access.

isolatedمنزوی

روزمره. بر جدا بودن از دیگران یا جامعه تأکید می‌کند. در حالی که یک مکان دور افتاده اغلب منزوی است، 'isolated' بیشتر بر عدم ارتباط یا همراهی تمرکز دارد.

Everyday. Emphasizes being separated from others or from society. While a remote place is often isolated, 'isolated' focuses more on the lack of connection or company.

متضادها
2adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): remotersuperlative (عالی): remotest
بعیدکم

(در مورد یک شانس یا امکان) بعید به نظر می‌رسد که اتفاق بیفتد.

(Of a chance or possibility) unlikely to happen.

«احتمال کمی وجود دارد که او موافقت کند.»

There's a remote possibility that he might agree.

«شانس برنده شدن در لاتاری بسیار کم است.»

The chances of winning the lottery are very remote.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unlikelyبعید

روزمره. در این بافت مستقیماً با 'remote' قابل تعویض است. 'Unlikely' سرراست‌ترین مترادف است.

Everyday. Directly interchangeable with 'remote' in this context. 'Unlikely' is the most straightforward synonym.

slimناچیز

روزمره. به شانس یا امکان بسیار کمی اشاره دارد. 'Slim' اغلب به این معنی است که اگرچه شانس وجود دارد، اما تقریباً ناچیز است.

Everyday. Refers to a very small chance or possibility. 'Slim' often implies that while the chance exists, it's almost negligible.

متضادها
3noun (اسم)common
plural (جمع): remotes
کنترل از راه دورریموت

یک دستگاه کنترل از راه دور، که معمولاً برای کار با تجهیزات الکترونیکی به صورت بی‌سیم استفاده می‌شود.

A remote control device, typically for operating electronic equipment wirelessly.

«من کنترل تلویزیون را پیدا نمی‌کنم.»

I can't find the remote for the TV.

«لطفاً ریموت را به من بدهید تا کانال را عوض کنم.»

Please pass me the remote so I can change the channel.

تفاوت با واژه‌های مشابه
controllerکنترلر

روزمره. اصطلاحی گسترده‌تر که به هر دستگاهی که چیزی را کنترل می‌کند اشاره دارد. می‌توان آن را به جای 'remote' برای دستگاه‌های الکترونیکی استفاده کرد، اما 'remote' به طور خاص به کنترل بی‌سیم و دستی اشاره دارد.

Everyday. A broader term referring to any device that controls something. It can be used interchangeably with 'remote' for electronic devices, but 'remote' specifically implies wireless, handheld control.

clickerکلیکر

غیررسمی/عاميانه. اصطلاحی غیررسمی، به ویژه برای کنترل تلویزیون. اغلب به صورت غیررسمی بین دوستان استفاده می‌شود.

Informal/slang. An informal term, especially for a TV remote. It's often used casually among friends.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000