بازگشت

ruin

ru·in/ˈruːɪn/
ruinto destroy or decay
1verb (فعل)common
past (گذشته): ruinedpast participle (مفعولی): ruined-ing (حال): ruining3rd (سوم): ruins
ویران کردنخراب کردن

ویران کردن یا به شدت آسیب زدن به چیزی به طوری که شکل یا ارزش اولیه‌اش را از دست بدهد

To destroy or severely damage something so it loses its original condition or value

«سیل خیلی از خانه‌ها را خراب کرد.»

The flood ruined many homes.

«او لباس نوّش را با ریختن شراب خراب کرد.»

She ruined her new dress by spilling wine on it.

تفاوت با واژه‌های مشابه
destroyنابود کردن

خنثی/رایج. وقتی خراب شدن کامل مدنظر است کاربردی است، مثلاً «آتش‌سوزی ساختمان را نابود کرد» مشابه ruin است ولی «او لباسش را خراب کرد» نمی‌شود گفت نابود کرد.

Neutral/common. Can replace 'ruin' when emphasizing total destruction, e.g. 'The fire destroyed the building' works like 'ruin' but 'She ruined her dress' is not 'destroyed'.

spoilخراب کردن

روزمره. از نظر معنایی شبیه ruin است اما معمولاً برای غذا، برنامه یا تجربه به کار می‌رود نه تخریب فیزیکی، مثلاً «باران پیک‌نیک را خراب کرد» بهتر است.

Everyday. Similar to 'ruin' but often used for food, plans, or experiences rather than physical destruction. E.g. 'The rain spoiled the picnic' fits better.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): ruins
ویرانهآثار تخریب شده

باقی‌مانده‌های یک ساختمان، شهر یا سازه که تخریب یا فرسوده شده‌اند

The remains of a building, city, or structure that has been destroyed or decayed

«ما ویرانه‌های قلعه باستانی را کاوش کردیم.»

We explored the ruins of the ancient castle.

«آنها ویرانه‌هایی از یک سکونتگاه رومی پیدا کردند.»

They found ruins from a Roman settlement.

تفاوت با واژه‌های مشابه
remainsبقایای

رایج. واژه‌ای کلی برای باقی‌مانده‌ها پس از تخریب است، وقتی درباره سازه‌های قدیمی صحبت می‌شود قابل استفاده است، مثلا «بقایای باستانی» مشابه ruins است.

Common. General word for what is left after destruction, interchangeable with 'ruins' when referring to old structures, e.g. 'ancient remains' similar to ruins.

wreckلاشه

رایج/غیررسمی. معمولاً برای وسایل نقلیه یا کشتی‌های خراب شده استفاده می‌شود؛ بعضی وقت‌ها برای ساختمانها هم به کار می‌رود اما کمتر از ruin رایج است.

Common/informal. Usually used for destroyed vehicles or ships; can sometimes refer to buildings but less common than 'ruin'.

متضادها
3noun (اسم)common
خرابینابودیتباهی

حالتی از نابودی کامل یا فروپاشی، مخصوصاً درباره مال یا اعتبار یک شخص

A state of total destruction or collapse, especially of a person's finances or reputation

«خرج‌های بی‌ملاحظه‌اش به ورشکستگی مالی او منجر شد.»

His careless spending led to his financial ruin.

«این رسوایی اعتبار او را نابود کرد.»

The scandal brought ruin to her reputation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
collapseفروپاشی

رسمی/رایج. بر فروپاشی ناگهانی یا شکست تاکید دارد، اغلب در امور مالی یا سازه به کار می‌رود، مثلاً «فروپاشی کسب‌وکار» مشابه ruin این معنا است.

Formal/common. Emphasizes sudden failure or breakdown, often used for financial or structural failures, e.g. 'the collapse of a business' similar to ruin in this sense.

destructionویرانی

رسمی. از ruin قوی‌تر است و اصطلاح کلی برای آسیب یا نابودی محسوب می‌شود. می‌تواند جایگزین ruin در بافت‌های فیزیکی یا انتزاعی باشد.

Formal. Stronger than 'ruin', general term for damage or obliteration. Can replace ruin in contexts of physical or abstract loss.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000