rule in

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈruːl ɪn/
phrasal verb (فعل عبارتی)formal

فعل عبارتی — مجاز دانستن

مجاز دانستنممکن دانستن

رسماً تصمیم گرفتن که چیزی ممکن، معتبر یا مجاز است.

To decide officially that something is possible, valid, or allowed.

«قاضی به نفع مستأجر حکم داد.»

The judge ruled in favor of the tenant.

«پزشکان هنوز نمی‌توانند وجود عفونت را تأیید کنند.»

Doctors cannot rule in an infection yet.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000