run down the clock
/rʌn daʊn ðə klɑk/
عبارت — زمان بازی را کشتن
زمان بازی را کشتنوقت باقیمانده را تمام کردن
برای حفظ برتری، زمان باقیماندهٔ مسابقه را عمداً مصرف کردن.
To use up the remaining time in a game to protect a lead.
«تیم در دقیقه آخر وقت بازی را کشت.»
“The team ran down the clock in the final minute.”
«پس از جلو افتادن، زمان باقیمانده را تمام کردند.»
“They ran down the clock after taking the lead.”