run back

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/rʌn bæk/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — دوان‌دوان برگشتن

دوان‌دوان برگشتنبا دویدن برگشتن

با دویدن سریع به جایی که بوده‌اید برگشتن.

To return quickly to a place by running.

«برای کلیدهایم دوان‌دوان به خانه برگشتم.»

I ran back home for my keys.

«او پیش از بسته شدن مغازه دوان‌دوان برگشت.»

She ran back to the shop before it closed.

2phrasal verb (فعل عبارتی)technical

فعل عبارتی — توپ را برگرداندن

توپ را برگرداندنتوپ را به سمت حریف بردن

در ورزش، توپ را با حرکت سریع به سمت زمین حریف برگرداندن.

In sports, to carry or return the ball toward the opposing side.

«مدافع توپِ ربوده‌شده را برای تاچ‌داون برگرداند.»

The defender ran back the interception for a touchdown.

«او ضربه آغاز بازی را نود یارد برگرداند.»

She ran back the kickoff ninety yards.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000