run away from

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

run a·way from/rʌn əˈweɪ frəm/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — از ... فرار کردن (1)

از ... فرار کردناز ... گریختن

با دویدن از شخص، مکان یا موقعیت خطرناک گریختن.

To escape from a person, place, or dangerous situation by running.

«کودک از سگ پارس‌کنان فرار کرد.»

The child ran away from the barking dog.

«بدون خبر کردن دیگران از خطر فرار نکن.»

Do not run away from danger without warning others.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fleeگریختن

رسمی/ادبی است. برای فرار از خطر، مثل flee the fire، می‌تواند جایگزین شود؛ اما برای ترک معمولی خانه توسط کودک مناسب نیست.

Formal/literary. It can replace 'run away from' when emphasizing escape from danger, as in 'flee the fire,' but not for a child casually leaving home.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — از ... فرار کردن (2)

از ... فرار کردناز روبه‌رو شدن با ... طفره رفتن

از روبه‌رو شدن با احساس، مسئولیت یا مسئله‌ای ناخوشایند طفره رفتن.

To avoid dealing with an unpleasant feeling, responsibility, or problem.

«نمی‌توانی تا ابد از مسئولیت‌هایت فرار کنی.»

You cannot run away from your responsibilities forever.

«او دیگر از حقیقت فرار نکرد.»

She stopped running away from the truth.

تفاوت با واژه‌های مشابه
avoidاجتناب کردن

روزمره است. برای دوری عمدی از مسئله، مثل avoid responsibility، جایگزین می‌شود؛ اما حس فرار از ترس را ندارد.

Everyday. It replaces 'run away from' for deliberately staying away from a problem, as in 'avoid responsibility,' but lacks the image of fearful escape.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000