run out
/ˈrʌn aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — تمام شدن
تمام شدنته کشیدن
دیگر چیزی از یک چیز باقی نداشتن.
To have no more of something left.
«امروز صبح شیرمان تمام شد.»
“We ran out of milk this morning.”
«بلیتهای فروشگاه تمام شد.»
“The shop ran out of tickets.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — منقضی شدن
منقضی شدنبه پایان رسیدن
منقضی شدن یا به پایان دورهٔ اعتبار رسیدن.
To expire or reach the end of a period of validity.
«اعتبار گذرنامهام سال آینده تمام میشود.»
“My passport runs out next year.”
«اجارهنامه در ژوئن به پایان رسید.»
“The lease ran out in June.”