seams

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/siːm/
1noun (اسم)commonplural (جمع): seams

اسم — درز

درزدرزه دوخت

خطی که دو تکه پارچه یا مواد با دوخت یا اتصال به هم وصل شده‌اند.

A line where two pieces of fabric or material are sewn or joined together.

«درز پیراهنش شروع به باز شدن کرد.»

The seam on his shirt started to come apart.

«او به دقت درزه را دوخت تا قوی‌تر شود.»

She carefully stitched the seam to make it stronger.

تفاوت با واژه‌های مشابه
jointاتصال

رایج. وقتی منظور وصل شدن دو چیز باشد به جای seam می‌آید ولی joint گسترده‌تر و شامل فلز و غیره هم هست.

Common. Can replace 'seam' when referring to a place where two things are joined, but 'joint' is broader and used beyond textiles — e.g. metal joints.

stitch lineخط دوخت

فنی. بیشتر در خیاطی کاربرد دارد و دقیق‌تر به خط واقعی دوخت اشاره دارد.

Technical. Used mainly in sewing or tailoring contexts, more specific for the actual line of stitches rather than general joining.

2noun (اسم)commonplural (جمع): seams

اسم — درز معدنی

درز معدنیشکاف سنگی

خطی که دو بخش از سنگ یا مواد معدنی در زمین به هم می‌رسند و غالباً شامل منابع باارزش است.

A line where two sections of rock or mineral meet in the earth, often containing valuable resources.

«معدن‌چی‌ها درز زغال‌سنگ را عمیق زیر زمین دنبال کردند.»

The miners followed the coal seam deep underground.

«این درز شامل ذخیره غنی سنگ طلای معدنی است.»

This seam contains a rich deposit of gold ore.

تفاوت با واژه‌های مشابه
veinرگه

رایج در زمین‌شناسی. وقتی درباره ذخایر معدنی باشد قابل تعویض است ولی vein معمولاً باریک‌تر است.

Common in geology/mining. Interchangeable when referring to mineral deposits, but 'vein' often implies a narrow mineral band.

3verb (فعل)commonpast (گذشته): seamedpast participle (مفعولی): seamed-ing (حال): seaming3rd (سوم): seams

فعل — دوختن

دوختنوصل کردن با درز

وصل کردن قطعات پارچه یا مواد با دوختن به هم.

To join pieces of fabric or material together by sewing.

«او پارچه پاره را با دقت دوخت.»

She seamed the torn fabric carefully.

«خیاط کت را در قسمت شانه‌ها دوخت.»

The tailor seamed the jacket along the shoulders.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stitchدوختن

رایج. معمولاً قابل تعویض است ولی stitch بیشتر به دوخت‌های جداگانه اشاره دارد.

Common. Often interchangeable but 'stitch' focuses more on individual stitches, while 'seam' emphasizes joining whole pieces.

joinوصل کردن

خیلی رایج و عمومی. در بافت غیر تخصصی جایگزین seam می‌شود اما کلی‌تر است.

Very common general verb. Can replace 'seam' in non-specialized contexts but is broader and less specific about sewing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000