see through

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/si θru/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — از نقشه سر درآوردن

از نقشه سر درآوردنفریب نخوردن

واقعیتِ پشت رفتار یا موقعیت را فهمیدن و فریب ظاهر را نخوردن.

To recognize the real nature of a person or situation and not be deceived.

«می‌توانستم پشت لبخند مؤدبانه‌اش را ببینم.»

I could see through his polite smile.

«او فوراً متوجه کلاهبرداری شد.»

She saw through the scam immediately.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — تا آخر ادامه دادن

تا آخر ادامه دادنتا پایان همراهی کردن

کسی یا کاری را تا پایان همراهی کردن یا به سرانجام رساندن.

To continue supporting or carrying out something until it is finished.

«دوستانش در بحران تا آخر کنارش ماندند.»

Her friends saw her through the crisis.

«این پروژه را تا پایان پیش می‌بریم.»

We will see the project through.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000