sequences

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

se·quence/ˈsiː.kwəns/
se-apart, awayquenceto follow
1noun (اسم)commonplural (جمع): sequences

اسم — ترتیب

ترتیبدنبالهروند

مجموعه‌ای منظم از رویدادها، اعداد یا اشیاء که پشت سر هم قرار دارند

An ordered set of related events, numbers, or things following each other

«ترتیب اعداد در ریاضی اهمیت دارد.»

The sequence of numbers is important in math.

«برای انجام درست کار، ترتیب را دنبال کن.»

Follow the sequence to complete the task correctly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
seriesسلسله

رایج. اغلب جایگزین 'sequence' برای مجموعه‌های مرتب است ولی 'series' بیشتر برای موارد مرتبط مثل فصل‌های سریال یا اعداد به کار می‌رود.

Common. Often interchangeable with 'sequence' for ordered collections, but 'series' usually emphasizes a set of related items, like TV episodes or numbers. 'Sequence' highlights strict order.

orderنظم

روزمره. به چیدمان یا الگو اشاره دارد. 'order' معنای کلی‌تری دارد.

Everyday. Refers to arrangement or pattern. 'Order' can be used more broadly than 'sequence' which implies a specific following relationship.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): sequences

اسم — صحنه

صحنهتوالی داستانی

بخشی از فیلم یا داستان که از مجموعه‌ای از رویدادهای متوالی تشکیل شده است

A series of actions or events forming a narrative part of a film or story

«قسمت تعقیب و گریز ماشین هیجان‌انگیز بود.»

The car chase sequence was thrilling.

«کارگردان بخش شروع فیلم را با دقت ویرایش کرد.»

The director edited the opening sequence carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sceneصحنه

رایج. در فیلم‌سازی نزدیک به معنی 'sequence' است ولی 'صحنه' معمولا به یک اقدام یا مکان مشخص اشاره دارد.

Common. Often overlaps with 'sequence' in film context, but 'scene' usually refers to a single continuous action or setting, while 'sequence' can be multiple scenes.

episodeقسمت

رایج. به بخش مشخصی از مجموعه یا داستان اشاره دارد.

Common. Refers to a distinct part of a series or story. Less precise than 'sequence' for a connected chain of events within a scene.

متضادها
3noun (اسم)technicalplural (جمع): sequences

اسم — دنباله عددی

دنباله عددیرشته اعداد

دنباله‌ای از اعداد به‌صورت پیوسته که با قانون مشخصی دنبال می‌شوند

A continuous series of numbers that follow a particular rule

«دنباله فیبوناچی اغلب در طبیعت وجود دارد.»

The Fibonacci sequence appears frequently in nature.

«باید عدد بعدی در دنباله را پیدا کنی.»

You should find the next number in the sequence.

تفاوت با واژه‌های مشابه
progressionپیشرفت

رسمی/فنی. در ریاضیات به جای 'sequence' استفاده می‌شود.

Formal/technical. Can replace 'sequence' in math contexts, especially for arithmetic or geometric progressions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000