shake up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ʃeɪk ʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — به‌شدت ناراحت کردن

به‌شدت ناراحت کردنشوکه کردن

کسی را از نظر عاطفی به‌شدت ناراحت یا شوکه کردن.

To upset or shock someone emotionally.

«آن حادثه او را خیلی به‌هم ریخت.»

The accident shook her up badly.

«نگذار انتقادها تو را آشفته کنند.»

Don't let the criticism shake you up.

تفاوت با واژه‌های مشابه
distressآشفته کردن

رسمی است. وقتی بر رنج عاطفی تأکید دارید می‌تواند جایگزین shake up باشد؛ the news distressed her درست است، اما shake up the company به معنای آشفته کردن شرکت نیست. برای ناراحتی جدی عاطفی به کار می‌رود.

Formal. It can replace 'shake up' when emphasizing emotional pain — 'the news distressed her' works, but 'shake up the company' does not mean distress it. Choose it for serious emotional suffering.

متضادها
2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — دگرگون کردن

دگرگون کردناساسی تغییر دادن

در یک نظام، سازمان یا روال تغییرات بزرگ ایجاد کردن.

To make major changes to a system, organization, or routine.

«رهبر جدید شرکت را اساسی دگرگون کرد.»

The new leader shook up the company.

«آن‌ها می‌خواهند نظام قدیمی را تغییر اساسی دهند.»

They want to shake up the old system.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reformاصلاح کردن

رسمی است. برای تغییر برنامه‌ریزی‌شده در نهادها می‌تواند جایگزین shake up باشد؛ reform the school system درست است، اما شدت دگرگون‌کنندهٔ shake up را ندارد. برای بهبود سنجیده به کار می‌رود.

Formal. It can replace 'shake up' for planned institutional change — 'reform the school system' works, but it lacks the disruptive force of 'shake up'. Choose it for deliberate improvement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000