بازگشت

shop

/ʃɒp/
1noun (اسم)common
plural (جمع): shops
فروشگاهمغازه

ساختمان یا بخشی از ساختمانی که در آن کالا یا خدمات به عموم مردم فروخته می‌شود.

A building or part of a building where goods or services are sold to the public.

«من این کتاب را از مغازه محلی خریدم.»

I bought this book at the local shop.

«کافی‌شاپ جدید خیلی محبوب است.»

The new coffee shop is very popular.

تفاوت با واژه‌های مشابه
storeفروشگاه

روزمره. در انگلیسی آمریکایی، معمولاً «store» برای یک فروشگاه خرده‌فروشی ترجیح داده می‌شود. در انگلیسی بریتانیایی، «shop» رایج‌تر است، اگرچه «store» برای تأسیسات بزرگ‌تر استفاده می‌شود. «I need to go to the store» در انگلیسی آمریکایی و «I need to go to the shop» در انگلیسی بریتانیایی درست است.

Everyday. In American English, 'store' is generally preferred for a retail establishment. In British English, 'shop' is more common, though 'store' is used for larger establishments. 'I need to go to the store' works in US English, 'I need to go to the shop' works in UK English.

boutiqueبوتیک

روزمره. به یک مغازه کوچک که لباس‌های مد روز، هدایای گران‌قیمت یا کالاهای تخصصی می‌فروشد، اشاره دارد. نسبت به یک «shop» عمومی، دلالت بر لوکس بودن بیشتری دارد. «او یک لباس از بوتیک خرید» درست است، اما نمی‌گویید «من مواد غذایی را از بوتیک خریدم».

Everyday. Refers to a small shop selling fashionable clothes, expensive gifts, or specialized goods. It has a more upscale connotation than a general 'shop'. 'She bought a dress at the boutique' works, but you wouldn't say 'I bought groceries at the boutique'.

2verb (فعل)common
past (گذشته): shoppedpast participle (مفعولی): shopped-ing (حال): shopping3rd (سوم): shops
خرید کردن

بازدید از یک یا چند فروشگاه برای خرید کالا.

To visit one or more shops to buy goods.

«باید امروز بعدازظهر خرید مواد غذایی کنیم.»

We need to shop for groceries this afternoon.

«او عاشق خرید لباس‌های وینتج است.»

She loves to shop for vintage clothes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
purchaseخریدن

رسمی. رسمی‌تر از «shop» یا «buy»، اغلب در زمینه‌های تجاری یا حقوقی یا برای اقلام بزرگ و مهم استفاده می‌شود. «من باید مقداری مواد غذایی خریداری کنم» از نظر گرامری درست است اما برای اقلام روزمره کمتر طبیعی است. «شرکت تجهیزات جدیدی خریداری خواهد کرد» به خوبی کار می‌کند.

Formal. More formal than 'shop' or 'buy', often used in business or legal contexts or for large, important items. 'I need to purchase some groceries' is grammatically correct but less natural than 'buy' or 'shop' for everyday items. 'The company will purchase new equipment' works well.

buyخریدن

روزمره. کلی‌ترین اصطلاح برای به دست آوردن چیزی در ازای پول. «buy» بر خود معامله تمرکز دارد، در حالی که «shop» به فعالیت گشت و گذار و بازدید از فروشگاه‌ها اشاره دارد. «من باید مقداری شیر بخرم» درست است، «من دوست دارم برای لباس خرید کنم» درست است، اما «من دوست دارم برای لباس بخرم» درست نیست.

Everyday. The most general term for acquiring something in exchange for money. 'Buy' focuses on the transaction itself, whereas 'shop' implies the activity of browsing and visiting stores. 'I need to buy some milk' works, 'I like to shop for clothes' works, but 'I like to buy for clothes' does not.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000