بازگشت

show

/ʃoʊ/
showto display or present
1verb (فعل)common
past (گذشته): showedpast participle (مفعولی): shown-ing (حال): showing3rd (سوم): shows
نمایش دادننشان دادنبه نمایش گذاشتن

چیزی را طوری به نمایش گذاشت که دیگران بتوانند آن را ببینند.

To present or display something so others can see it.

«او نقاشی جدیدش را به من نشان داد.»

She showed me her new painting.

«لطفاً کارت شناسایی خود را هنگام ورود نشان دهید.»

Please show your ID at the entrance.

تفاوت با واژه‌های مشابه
displayنمایش دادن

رسمی. برای نمایش عمومی یا بصری استفاده می‌شود. وقتی منظور ارائه کالا یا اطلاعات است می‌توان جایگزین show کرد، مثلاً display a product. برای نشان دادن احساسات کاربرد ندارد.

Formal. Used for presenting something publicly or visually. Interchangeable with 'show' when referring to items or information, e.g. 'display a product'. Not used for revealing feelings.

exhibitبه نمایش گذاشتن

رسمی/ادبی. در زمینه‌های هنری یا رسمی مثل موزه‌ها به کار می‌رود. وقتی منظور نمایش هنر است جایگزین مناسبی است اما برای نمایش ساده کاربرد ندارد.

Formal/literary. Used in artistic or official contexts, such as museums. Can replace 'show' when referring to art but not for casual displaying.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): showedpast participle (مفعولی): shown-ing (حال): showing3rd (سوم): shows
ابراز کردننشان دادنظاهر کردن

باعث آشکار شدن یک احساس یا ویژگی شدن.

To cause a feeling or quality to become apparent.

«چهره‌اش هیچ ترسی را نشان نمی‌داد.»

His face showed no fear.

«او در طول امتحان شکیبایی زیادی از خود نشان داد.»

She showed great patience during the test.

تفاوت با واژه‌های مشابه
expressابراز کردن

متداول. برای احساسات یا افکار به کار می‌رود. وقتی درباره عواطف است جایگزین مناسبی است مثل express disappointment. برای نمایش فیزیکی کاربرد ندارد.

Common. Used for feelings or thoughts. Can replace 'show' when referring to emotions, e.g. 'express disappointment'. Not for physical display of objects.

revealفاش کردن

رسمی. بر آشکارسازی چیزی که پنهان بوده تأکید دارد. می‌تواند جایگزین show برای احساسات یا حقایق باشد اما بار دراماتیک بیشتری دارد.

Formal. Emphasizes making something hidden known. Can replace 'show' for feelings or facts but is more dramatic.

متضادها
3verb (فعل)common
past (گذشته): showedpast participle (مفعولی): shown-ing (حال): showing3rd (سوم): shows
راهنمایی کردنهدایت کردننشان دادن راه

هدایت یا راهنمایی کسی به مکانی یا موقعیتی خاص.

To direct or guide someone to a place or position.

«به ما نشان داد دستشویی کجاست.»

She showed us where the restroom is.

«راه ایستگاه را به من نشان داد.»

He showed me the way to the station.

تفاوت با واژه‌های مشابه
guideراهنمایی کردن

متداول. به معنی رهبری یا هدایت فیزیکی یا معنایی است. وقتی منظور هدایت کسی است می‌تواند جایگزین show باشد، مثلاً guide a visitor.

Common. Means to lead or direct someone physically or metaphorically. Interchangeable with 'show' when referring to leading someone, e.g. 'guide a visitor'.

متضادها
4noun (اسم)common
plural (جمع): shows
نمایشبرنامهاجرای نمایش

رویداد یا نمایشی که برای مخاطبان ارائه می‌شود.

An event or performance presented for an audience.

«دیشب به یک نمایش شعبده‌بازی رفتیم.»

We went to a magic show last night.

«نمایش ساعت ۸ شب شروع می‌شود.»

The show will start at 8 PM.

تفاوت با واژه‌های مشابه
performanceاجرای نمایش

رایج/رسمی. به اجرای نمایش، موسیقی یا رقص برای تماشاگران گفته می‌شود. در زمینه‌های هنری می‌تواند جایگزین show باشد اما عمومی‌تر نیست.

Common/formal. Refers to acting, music or dance done for an audience. Interchangeable with 'show' in artistic contexts but less general.

exhibitionنمایشگاه

رسمی. معمولاً به نمایشگاه‌های هنری یا موزه‌ها گفته می‌شود. برای گالری‌ها یا رویدادهای خاص جایگزین مناسبی است اما برای برنامه‌های سرگرمی نیست.

Formal. Usually refers to art or museum events. Can replace 'show' for galleries or special events but not for entertainment programs.

متضادها
5noun (اسم)common
plural (جمع): shows
برنامه تلویزیونینمایش تلویزیونیبرنامه رادیویی

یک برنامه تلویزیونی یا رادیویی.

A television or radio program.

«دیشب برنامه کمدی جدید را دیدی؟»

Did you watch the new comedy show last night?

«برنامه به‌خاطر رتبه پایین لغو شد.»

The show was cancelled due to low ratings.

تفاوت با واژه‌های مشابه
programبرنامه

رایج. برای تلویزیون، رادیو یا نرم‌افزار کاربرد دارد. برای برنامه تلویزیونی یا رادیویی می‌تواند جایگزین show باشد اما show محاوره‌ای‌تر است.

Common. Used broadly for TV, radio or computer software. Interchangeable with 'show' for TV/radio, e.g. 'watch a program' or 'watch a show' but 'show' is more casual.

broadcastپخش برنامه

رسمی. به پخش برنامه اشاره دارد. معمولاً به عنوان اسم قابل جایگزینی با show نیست اما مرتبط است.

Formal. Refers to the transmission of a program. Not usually interchangeable with 'show' as a noun but related.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000