side-step

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈsaɪdˌstɛp/
sideto the sidestepmove by lifting foot
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — طفره رفتن

طفره رفتندور زدن

اجتناب از روبه‌رو شدن با مسأله یا مسئولیت.

To avoid dealing with an issue or responsibility.

«از پاسخ به سوال درباره حقوقش طفره رفت.»

He side-stepped the question about his salary.

«از مسئولیت‌هایت دوری نکن.»

Don't side-step your responsibilities.

تفاوت با واژه‌های مشابه
evadeطفره رفتن

رسمی. برای اجتناب عمدی از مساله.

Formal. Used for avoiding issues deliberately.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): side-steps

اسم — قدم جانبی

قدم جانبیحرکت به کنار

قدم یا حرکت به سمت پهلو.

A sideways step or movement.

«او یک قدم سریع به کنار برداشت تا از مانع رد شود.»

He took a quick side-step to avoid the obstacle.

«قدم جانبی رقصنده بسیار زیبا بود.»

The dancer's side-step was graceful.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sidestepقدم جانبی

همان واژه، به صورت اسم.

Same word, used as noun.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000