silver-tongued

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sil·ver-tongued/ˌsɪlvərˈtʌŋd/
adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): more silver-tonguedsuperlative (عالی): most silver-tongued

صفت — خوش‌سخن

خوش‌سخنزبان‌باز

توانا در سخن گفتن به شکلی گیرا و متقاعدکننده.

Able to speak in a charming and persuasive way.

«وکیل خوش‌سخن هیئت منصفه را متقاعد کرد.»

The silver-tongued lawyer persuaded the jury.

«فروشنده‌ای زبان‌باز به سراغ ما آمد.»

A silver-tongued seller approached us.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000