sit on one's ass

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sɪt ɑn wʌnz æs/
phrase (عبارت)vulgar

عبارت — دست روی دست گذاشتن

دست روی دست گذاشتنبیکار نشستن

به‌جای انجام دادن کاری که لازم است، بیکار و بی‌عمل ماندن.

To remain inactive instead of doing what is needed.

«دست از بیکاری بردار و به ما کمک کن.»

Stop sitting on your ass and help us.

«آن‌ها تمام بعدازظهر بیکار نشستند.»

They sat on their asses all afternoon.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000