sit on one's ass
/sɪt ɑn wʌnz æs/
phrase (عبارت)vulgar
عبارت — دست روی دست گذاشتن
دست روی دست گذاشتنبیکار نشستن
بهجای انجام دادن کاری که لازم است، بیکار و بیعمل ماندن.
To remain inactive instead of doing what is needed.
«دست از بیکاری بردار و به ما کمک کن.»
“Stop sitting on your ass and help us.”
«آنها تمام بعدازظهر بیکار نشستند.»
“They sat on their asses all afternoon.”