sit on one's hands

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sɪt ɑn hændz/
phrase (عبارت)common

عبارت — دست روی دست گذاشتن

دست روی دست گذاشتنبی‌عمل ماندن

وقتی کاری لازم است، عمداً دست به اقدام نزدن یا کمک نکردن.

To deliberately avoid taking action or helping when action is needed.

«در این بحران نمی‌توانیم دست روی دست بگذاریم.»

We cannot sit on our hands during this crisis.

«او در حالی که مشکل بزرگ‌تر می‌شد، بی‌عمل ماند.»

She sat on her hands while the problem grew.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000