1phrasal verb (فعل عبارتی)informal
فعل عبارتی — همبستر شدن
همبستر شدنبا کسی خوابیدن
با کسی رابطه جنسی برقرار کردن.
To have sexual intercourse with someone.
«شایعاتی مبنی بر همبستر شدن او با همکارش پخش شد.»
“Rumors circulated that he was sleeping with his colleague.”
«او از همبستر شدن با او امتناع کرد زیرا به او اعتماد نداشت.»
“She refused to sleep with him because she didn't trust him.”
فعل عبارتی — همراه با کسی خوابیدن
همراه با کسی خوابیدن
با کسی در یک تخت برای خوابیدن سهیم بودن.
To share a bed with someone for sleeping.
«ما مجبور بودیم سه نفر در یک چادر بخوابیم.»
“We had to sleep with three people in one tent.”
«کودک اغلب میخواهد با والدینش بخوابد.»
“The child often wants to sleep with her parents.”