solitariness

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

so·li·tar·i·ness/ˈsɒlɪtərɪnəs/
solitaryalone-nessstate or quality
noun (اسم)formal

اسم — تنهایی

تنهاییانزوا

حالتی که فرد به تنهایی یا جدا از دیگران است.

The state of being alone or isolated.

«او از تنهایی کلبه کوهستان لذت می‌برد.»

He enjoyed the solitariness of the mountain cabin.

«تنهایی گاهی اوقات می‌تواند آرامش‌بخش باشد.»

Solitariness can sometimes be comforting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
solitudeانزوا

رایج. معمولاً حالتی آرام یا انتخاب شده از تنهایی.

Common. Usually implies a peaceful or chosen being-alone.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000